|
با ياد او ماندم و ماندم اما او من را با خاطرات تنها گذاشت و رفت و اما... امروز من هم آن خاطرات را تنها مي گذارم و .... عشق را دوباره از نو مي نويسم عشق عشق عشق امان از تو ... كه من را از او دور كردي و حالا... در دام دل ديگري گير انداختي و حالا من هستم و او كه اكنون در ياد او غرق گشتم و يك دم از او غافل نمي شوم خيلي خوشحالم كه او را ديدم اما.... نمي دانم كه آيا او هم به من توجه دارد ... نمي دانم به او بگويم دوستش دارم يا نه نمي دونم كه آيا مي داند كه من محو زيبايي صورتش شده ام بعضي ها مي گويند دل به دل راه داره نمي دونم آيا او از دله من خبر داره يا نه كاش كاش كاش ... او بداند كه من او را دوست دارم كاش او از دله من خبر داشته باشه ...
نظر شما چيست ؟ - به نظر من بايد آنقدر عاشقي را تجربه كرد تا معشوق خود را پيدا كرد نظر شما چيست ؟ - نظر شما چيست آيا دل به دل راه داره ؟ دوستان عده نظر داشتند كليك راست را بزارم من نيز قبول كردم البته به يك شرط : ۱ - كليه كپي برداري ها بدون ذكر نام منبع غير مجاز است ( هر چند كاري نمي توانم بكنم ولي خواهشا مطلبي را كپي مي كنيد نام منبع را ذكر كنيد )
خودت مي دوني لازم به ذكر نيست نظر فراموش نشه ...
پرنده اي كه از دستم پريدي مگر زين آشيان گرمي نديدي ؟ دل تنگم فضاي كوچكي داشت ؟ كجا يك خانه ديگر خريدي كدامين آسمان را ياد كردي كه آن را بر دو چشمم برگزيدي ؟ مگر درياي اشكم موج كم داشت ؟ كجا درياي ديگر آفريدي ؟ كدامين پا به رفتن پيش مي راند كه درب خانه دل را دريدي ؟ پرنده ، هم نفس ، اي نغمه سازم ! كجا ، آرام جانم ، آرميدي ؟ |
دانلود قالب
|

